مسئولان میگویند ۴۲۰۰ مگاوات توان شبکه درپی جنگ آمریکایی-صهیونیستی رمضان از دست رفته است. اما سوال اینجاست که چگونه میتوان این بهانه را با وعدههای صریح رئیسجمهور و وزیر نیرو هماهنگ کرد که به صراحت اعلام کرده بودند «تابستان امسال خاموشی نخواهیم داشت»؟ آیا پیشبینی این خسارتها ممکن نبود؟ یا این فقط بهانهای برای پنهان کردن ناترازی عمیقتری است که ریشه درمدیریت ناکارآمد و فرسودگی زیرساختها دارد؟
مسئولان میگویند اگر مصرف پنج درصد کاهش یابد، خاموشیها پایان مییابد.باز هم همهی امیدبه صرفهجویی مردم دوخته شده است. غافل ازاینکه حجم عظیمی از انرژی، پیش ازرسیدن به خانههای ما، درشبکههای انتقال فرسوده و نیروگاه های مستهلک به هدر میرود. بسیاری از نیروگاهها و زیر ساختهای حیاتی به جای تعمیرهای مقطعی،نیازمند بازسازی اساسی هستندتا راندمان افزایش یابد.دراین میان، فقط مردم عادی نیستند که باید پاسخگوی مصرف خودباشند.هنوز دربسیاری از خانههای سازمانی شرکتها و صنایع بزرگ، وسایل سرمایشی حتی زمانی که کارکنان به مسافرت رفتهاند، روشن باقی میماند. این رفتار یعنی بیتفاوتی سازمانی نسبت به مصرف انرژی. از سوی دیگر، شرکت توانیربرای تشویق مشترکان، مشوق هایی برای تعویض کولرهای پرمصرف با اسپلیت کممصرف درنظر گرفته که میتواند تا ۴۰ درصد از مصرف بکاهد، اما تاکنون این طرح گسترهی ملی نیافته و بسیاری از خانوادهها یا بیخبرند یا توان مالی تعویض را ندارند. دراین گرانیهای بیسابقه که قیمت کولر اسپلیت به ۲۵۰ تا ۳۰۰ میلیون و یخچال فریزر به ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون تومان رسیده، اگر وسیلهای بسوزد، هیچ نهاد و سازمانی پاسخگوی خسارت نیست و مردم درمیان وعدههای پوچ و خاموشیهای مکرر،تنها میمانند.صرف ارسال پیامک و درخواست مکرربرای صرفه جویی نه تنها مشکل راحل نمیکند، بلکه این پیام را به مردم میدهدکه تنها آنها مسئول این بحران هستند.اگرادارات و سازمانها بدون حضور مشتری سیستمهای سرمایشی را با حداکثر توان روشن نگه دارند و اگر نظارتی بر مصارف بیرویهی صنایع و بانکها نباشد، فشار بر مردم نه عادلانه است و نه نتیجهای جز سرخوردگی دارد. برخی ادارات، بانکها و شرکتها بیش از اندازه وسایل سرمایشی نصب کرده و همه را روشن نگه میدارند، و در سوی مقابل گاها مدارس و مساجدی را میبینیم که کولرهایشان بیجهت روشن میماند؛ گویا نظارت مؤثری براین بخشها وجود ندارد. تعطیلی برخی بانکها در شرایطی که حملات سایبری اخیر مشکلات بسیاری ایجاد کرده، نشانهی دیگر از نبود برنامهریزی دقیق است. جالب اینجاست که دولت سیزدهم در سه سال گذشته، با وجود ناترازی ۱۵ هزار مگاواتی، توانست تابستان های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳ را بدون خاموشی سپری کند و حتی میزان تامین برق صنایع را افزایش دهد که رشد تولید و رشد اقتصادی گروه صنعت، مؤیداین مسئله است. این کارنامه ی موفق، نشان میدهد که مدیریت بهینه میتواند بحرانهای بزرگتر را نیز کنترل کند. حال این سوال جدی مطرح است: چرا با وجود این تجربهی ارزشمند، امسال ناچار به اعمال خاموشیهای برنامهریزیشده هستیم؟ آیا صرفاً جنگ و آسیبهای آن، پاسخ کاملی برای این عقبگرد است یا ضعف در مدیریت و نبود پیشبینیهای لازم نیز در این موضوع بیتاثیر نبوده است. راهکارهای عملی و بلندمدتی برای خروج از این بحران وجود دارد که نیازمند عزم جدی است: اصلاح نظام تعرفهها به نفع مشترکان کممصرف، برخورد قاطع با مصارف غیرمجاز و ماینرهای رمزارز، نوسازی شبکههای فرسوده، تسریع در اجرای طرح تشویقی تعویض کولرهای فرسوده و مهمتر از همه، حرکت به سمت توسعهی نیروگاههای تجدیدپذیر برای کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی. مردم استانهای جنوبی، شایستهی این بیبرنامگیهای تکراری نیستند. زیرساخت های فرسوده و مدیریت نامتوازن را نمیتوان با قطع برق خانهها و بهانههای جدید التیام بخشید. تا وقتی مسئولان عزمی جدی برای نوسازی شبکه و اصلاح الگوی مصرف در تمامی بخشها نداشته باشند، تابستانهای آینده نیز همین روزهای تلخ خواهد بود.
تابستانی داغ با مدیریتی سرد
- 25 تیر 1405 - 11:34
- نویسنده : عبدالحمید گلافشان












