• امروز : دوشنبه - ۲۰ مهر - ۱۴۰۵

آخرین خبرها

مذاکره با آمریکا در این شرایط خیانت است/نیروی انتظامی ستون اصلی امنیت کشور است امام جمعه موقت لالی: عفاف و حجاب مسئولیت همگانی است / امنیت فرهنگی گاه بر امنیت نظامی اولویت دارد نمایش انسجام بسیجیان و عشایر بختیاری در رزمایش «جان‌فدایان» در لالی + تصاویر لالی میزبان قهرمانی کیک‌بوکسینگ SKF خوزستان شد/ رقابت ۲۰۰ رزمی‌کار برای حضور در تیم کشوری نه آبی از دریاچه منتقل شد،نه نیروگاه خورشیدی کلنگ خورد و نه طرح های کشاورزی تکمیل شد فساد و بی‌عدالتی تحمل‌پذیر نیست/انقلاب اسلامی با این اسراف‌ها و فسادها نسبتی ندارد عقرب‌گزیدگی جان یک کودک ۱۹ ماهه را در لالی گرفت/ برادر ۱۰ ساله نجات یافت رئیس جهاد کشاورزی لالی در کمتر از یک سال تودیع شد / درویشی سرپرست جدید جهاد کشاورزی لالی شد نمایشگاه بزرگ کتاب در لالی گشایش یافت عزم نوسازی در لالی؛ ۱۱ پروژه آموزشی از فاطمه زهرا تا فدک در دستور کار صدور کیفرخواست برای کارمند متخلف بانک در لالی به اتهام اختلاس از عملکرد اقتصادی دولت گلایه مندیم / ضمن تشکر از خدمات مطلوب مجموعه نفت ؛ انتظار ما تداوم و توسعه خدمات عام المنفعه هست دستگیری زن کلاهبردار با فروش طلای تقلبی به طلافروشان در لالی بازرسی از چهار انبار ضایعاتی و پلمب یک انبار ضایعاتی غیرمجاز در محلات مسکونی لالی دستگیری ۶ عامل تیراندازی در شهرستان لالی/ کشف ۲ قبضه سلاح گرم دشمن با ولنگاری و بی‌حجابی به دنبال نابودی فرهنگ ۷۰۰۰ساله ایران است/مسئولان ساده‌ زیست و مردم‌دار باشند افتتاح و کلنگ‌زنی ۷۰ پروژه عمرانی در لالی با اعتبار ۳۹۶ میلیارد تومان کشف ۳۰۰ هزار نخ سیگار قاچاق در عملیات غافلگیرانه پلیس لالی/ یک متهم دستگیر شد کاهش یک درصدی طلاق در لالی؛ چالش‌های اقتصادی و مجازی همچنان تهدیدکننده خانواده‌های ایلیاتی مراسم گرامیداشت روز پزشک در لالی برگزار شد / تأکید بر نقش بی بدیل جامعه پزشکی در مناطق محروم + تصاویر ورودی مسکن مهر سال‌هاست بلاتکلیف مانده/طرح‌ های بدون مطالعه نتیجه‌ای جز هدررفت سرمایه ملی ندارند افزایش حجم آب در زیر پای بزرگترین پل کابلی کشور در شهرستان لالی + عکس برگزاری کنکور سراسری در شهرستان لالی/رقابت ۷۰۰ داوطلب در ۸ حوزه امتحانی کشف ۴ دستگاه گنج یاب و دستگیری ۱۰ نفر حفار غیر مجاز آثار باستانی در شهرستان لالی وقتی مردم بامشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند افزایش قیمت بنزین بی تدبیری است روز خبرنگار در شهرستان لالی؛ در خاموشیِ برق و حضورِ غایبِ مسئولان کلنگ زنی دو پروژه عمرانی در منطقه آرپناه لالی با پیگیری نماینده مردم در مجلس ادامه آسفالت محلات قدیمی در شهر لالی/پس از محله احمد آباد، خیابان های سی برنج هم آسفالت شد دستگیری محکوم هزار میلیاردی در البرز با دستور قضایی رئیس دادگستری لالی بررسی میدانی مسیرهای ارتباطی لالی و اندیکا؛ تلاش برای رفع نقاط کور آنتن دهی در جاده ها «ذوالجناح» در فراسوی زمان و مکان؛ روایتی سورئال از سوگ ابدی اسب امام حسین (ع) از تلاش دولت برای قطع نشدن برق در گرمای خوزستان تشکر می کنیم/شهدای مدافع حرم سد دفاعی کشور بودند یک مرکز غیرمجاز مداخله‌گر در امور پزشکی در شهرستان لالی پلمپ شد واقعه دلخراش دو میرصیاد زبردست بختیاری ‌طلوع عدالت آموزشی در لالی: گامی تاریخی برای آینده دختران عشایر تنگه هرمز یک امتیاز راهبردی برای ایران است / اربعین نمایشگاه بی نظیر وحدت و عظمت اسلامی است روابط سرد نماینده و فرماندار لالی؛ (استوری) جنجالی رضا جباری، اختلافات را آشکار کرد + عکس بهسازی شبکه در روستای لالی با نصب تیربرق های جدید و تعویض ترانسفور ماتور دستگیری ۱۰ سارق احشام و اماکن خصوصی در طرح «آرامش در شهر» لالی مذاکره با آمریکا «کار بیهوده» و «اشتباه» است/ راه نجات ایران فقط «مبارزه» است مسئولان لالی و حکایت پل کابلی وقتی نفس‌های بلوط به یاری مردم نیازدارد موازی‌کاری در دستگاه‌های فرهنگی تابستانی داغ با مدیریتی سرد گامی بلند توسعه ارتباطات در لالی؛ فیبر نوری به شهر می‌رسد و ۵ روستا از اینترنت همراه برخوردار شدند فیزیکدانان و حل بزرگ‌ترین معمای کیهان دستگیری فروشنده عمده شیشه در لالی؛ کشف بیش از ۷۵۰ گرم مواد صنعتی مذاکره برای غرب یک تاکتیک است، نه هدف / تشییع باشکوه شهدای اقتدار، نمایش عزت جمهوری اسلامی بود کلنگ زنی پایگاه اورژانس جادهای گچ گرسا با اعتبار ۷ میلیارد تومان در لالی آغاز شد تکمیل طرح آبرسانی روستای گچ‌کرسا شهرستان لالی در انتظار تأمین ترانس برق

شاهنامه، ضرورت زمانۀ ما

  • 23 بهمن 1404 - 15:30
شاهنامه، ضرورت زمانۀ ما
شاهنامه نه تنها روایت سپند نیاکان ما را به شیوه‌ای هرچه نگارین‌تر بازگو کرده، بلکه سراسر پند و حکمت است و فردوسی چون پدری دغدغه‌مند، در عین روایت کردن روایت، جابه‌جا دست ما را در در دست می‌گیرد

در روزگاری که با یورش تازیان، ایرانیان را دل سخت پریشیده بود و: «بخت ما چون روی بدخواهان ما تیره، دشمنان بر جان ما چیره، شهر سیلی خورده هذیان داشت، بر زبان بس داستان‌های پریشان داشت»، فردوسی ققنوس‌وار از میان آتش و خاکستر، ستوار و پرهیمنه قد راست کرد و با سرودن شاهنامه: «بیفکند از نظم کاخی بلند، که از باد و باران نیابد گزند.». باری، فردوسی، این بخرد فرزانه و این وجدان بیدار ایران‌شهر،  چنان خوش، در صور اسرافیل خود دمید، که ایرانیان را دیگرباره، جان به کالبد و  خنده بر لب آمد و بیش، زعامت تازیان را برنتابیدند و درفش کاویان را بر فراز ستیغ غرور و باروهای دل، برافراشتند. شاهنامه، بزرگترین حماسۀ ملی ایران، نه تنها بنا بر یک بایستگی تاریخی سر برآورد و مرهمی بر روح شکستۀ ایرانیان آن عهد بود، امروزه نیز حتی به شیوه‌ای بایسته‌تر نیاز جامعۀ ماست؛ دورانی که از هرسو، فرهنگ غرب به هزار آرایش و بزک، در کسوتی هرچه آراسته‌تر بر بستر فضای مجازی سوار شده و سخت جولان می‌دهد و شبانه‌روز با دمدمه و افسون خود، به‌ویژه جوانان ما را نشانه می‌گیرد و می‌کوشد که آن اصالت شرقی نجیبی که در جوانان ماست، به یغما ببرد.

در چنین بحبوحه‌ای خطر‌خیز که دشمن خانگی شده و از طریق گوشی‌های هوشمند، در اندرونی‌ترین خلوت‌های ما نیز جولان می‌دهد، بر ماست که فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی خود را به شکلی هرچه زیبنده‌تر بنماییم تا جوانان ما را در این تلاطم فرهنگی، بیش دست گیرد. شاهنامه در این بین نسبت به آثار دیگر شاعران به نام ایران‌زمین، جایگاهی برجسته‌تر و استوارتر دارد، چرا که در هیچ اثر نظم یا نثری در گسترۀ ادب پارسی، هویت ملی و ایران‌گرایی و فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی، به اندازۀ شاهنامه، جلوه ننموده است و هیچ سایه‌ساری در حد قد و قامت شاهنامه، نتوانسته ایران‌شهریان را از هر مسلکی، گرد هم آورد و یکدلانه زمینه‌ساز شور و جنب و جوش و پویندگی آن‌ها شود.

 فردوسی خود آزاده‌ای ایران‌گرا بود که قلندرمأبانه، «خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای» می‌زیست و به جای ستایش حاکمان زر و زور، کنج خانه را برگزید و حدود سی سال، بزرگان فرهنگ ایران‌زمین را در رگ و جان شاهنامه دمید و با سرایش شاهنامه، پایایی ایران‌‌ به فرهنگ گره زده شد. چه خوش دُر سفته زنده‌یاد اسلامی ندوشن که: «درخت اندیشۀ ایرانی زمانی به بار نهایی نشست که شاهنامه آفریده شد. همۀ آنچه باید گفته شود در این کتاب گفته شد. با آمدن شاهنامه ایرانی خیالش راحت شد که از نو به خانۀ خود بازگشته است. اگر حصارهای مرزی برداشته شده بودند، یک حصار فرهنگی گرد او پدید آمد «که از باد و باران نیابد گزند». تا او بتواند در درون آن بگوید من من هستم. زبان فارسی و شاهنامه سرنوشت ایران را تغییر دادند. ایران از نو سرزمینی شد مطرح، تأثیرگذار که فراتر از مرزهایش حرکت می‌کند. قلمرو امپراتوری زبان و فرهنگ ایران از قلمرو هخامنشیان وسیع‌تر گشت. اگر یک در بسته شد، یعنی در سیادت سیاسی، دری دیگر باز شد. این یکی پایدارتر و آسیب‌ناپذیرتر بود. شاهنامه نشان داد که قدرت‌ها و شوکت‌ها و ثروت‌ها می‌روند، آنچه می‌ماند سلطنت سخن است که جوهر جان انسانی است.»

   باری شاهنامه نه تنها روایت سپند نیاکان ما را به شیوه‌ای هرچه نگارین‌تر بازگو کرده، بلکه سراسر پند و حکمت است و فردوسی چون پدری دغدغه‌مند، در عین روایت کردن روایت، جابه‌جا دست ما را در در دست می‌گیرد و به کمال می‌رساند و  حکمت خسروانی  و آموزه‌های اسلامی، در تار و پود شاهنامه جابه‌جا نمایان است؛ چنانکه نه تنها ایرانیان بلکه کل بشریت را خطاب قرار می‌دهد که ارزش وجودی خود را نیک بدانند و عمر به هرزه نگذرانند:

مگر مردمى خیره خوانى همى

جز این را نشانى ندانى همى

تو را از دو گیتى برآورده‏اند

به چندین میانچى بپرورده‏اند

از دیگرسو، یلان این اثر سترگ، با رفتار و گفتارشان، ما را به کمال رهنمون می‌شوند. رستم وقتی پای وطن، در میانه است، حتی از جان پور خود که به ساحت ایران، چنگ یازیده و حرمت ننهاده، می‌گذرد: همى از پى شاه فرزند را/ بکشتم دلیر خردمند را، اما هم او وقتی نام و ننگش در خطر است و بی‌حرمتی می‌بیند، حتی شاه هفت‌اقلیم را وقعی نمی‌نهد و کار بد را حتی اگر از پادشاه سر زند، برنمی‌تابد و برمی‌خروشد که:

تهمتن برآشفت با شهریار

که چندین مدار آتش اندر کنار

همه کارت از یکدگر بدترست

تو را شهریارى نه اندر خورست

چو خشم آورم شاه کاووس کیست

چرا دست یازد به من طوس کیست‏

از دیگرسو، جانب امانت و زینهار را سخت گرامی می‌دارد و هرچه زواره و فرامرز، او را از پذیرفتن بهمن برحذر می‌دارند، نمی‌تواند عهدی که با حتی دشمن بسته، بشکند: من آن برگزیدم که چشم خرد/ بدو بنگرد نام یاد آورد. در سوی دیگر ایرج را می‌بینیم که یکتادلانه، برادری را حتی بر تخت و تاج برتری می‌نهد و فریاد برمی‌آورد که:  نباید مرا تاج و تخت و کلاه، و پدر را دل می‌دهد که بیش نگران نباشد: دل کینه‏ورشان بدین آورم/ سزاوارتر زآنکه کین آورم. در سوی دیگر، سیندخت بیرون می‌خرامد و شیرزنانه با یک دیپلماسی نگارین، هم مانع جنگ بین ایران و مهراب‌شاه می‌شود و هم زمینۀ پیوند دختش با زال را فراهم می‌آورد و ازآن‌سو، رودابه، فریاد دختران می‌شود و به بانگ بلند می‌گوید که حق انتخاب را نباید از دختر گرفت:

نه قیصر بخواهم نه فغفور چین

نه از تاج‌داران ایران‌زمین‏

به بالاى من پور سامست زال

ابا بازوى شیر و با برز و یال‏

ازدیگرسو دختران وطن را جایگاه چنان والاست که حتی به مقام پادشاهی می‌رسند و حتی اگر مام وطن در خطر باشد، چون شیرآهن‌کوه مردان، لباس رزم می‌پوشند و بر سپاه دشمن، فریاد می‌زنند و مبارز می‌طلبند؛ چنانکه گردآفرید: به پیش سپاه اندر آمد چو گرد/ چو رعد خروشان یکی ویله کرد/ که گردان کدامند و جنگ‌آوران/ دلیران و کارآزموده سران‏. در صحنه‌ای دیگر، اسفندیار، چنان حق نان و نمک را گرامی‌ می‌داند، که به عمد مهمان رستم نمی‌شود که مبادا در صورت بروز جنگ، حرمت نان و نمک شکسته شود و فلک بر او باژگونه گردد:

دگر آنک گر با تو جنگ آورم

به پرخاش خوى پلنگ آورم‏

فرامش کنم مهر نان و نمک

به من بر دگرگونه گردد فلک‏

در دیگر سوی، بهرامِ گودرز، دل می‌رباید و چنان عشقی به وطن دارد که حتی حاضر نمی‌شود، نامش که بر دسته تازیانه‌ای درج شده، در دهان دشمن بچرخد: مرا این ز اختر بد آید همى/ که نامم به خاک اندر آید همى‏، و در فرجام جان بر سر این عشق می‌نهد، اما چه کسی تردید دارد که در این ماجرا قهرمان میدان هم اوست. در آن سوی میدان، بهرام گور هفت‌ساله، جوانان را پند می‌دهد که هم از آغاز در پی فرهنگ‌ورزی و دانش‌اندوزی باشند و وقت را همه به بازی و لهو و لعب نگذارند:

چنین گفت کاى مهتر سرفراز

ز من کودک شیرخواره مساز

 بداننده فرهنگیانم سپار

چو کارست بیکار خوارم مدار

بدو گفت منذر که اى سرفراز

به فرهنگ نوزت نیامد نیاز

چو هنگام فرهنگ باشد تو را

به دانایى آهنگ باشد تو را

به ایوان نمانم که بازى کنى

به بازى همى سرفرازى کنى‏

در دیگر سوی، پیران ویسه، اگرچه دشمن، اما جوانمرد است و اهورایی؛ بزرگمردی که اگرچه کیخسرو او را پناه می‌دهد و زندگی سراپا با ناز و نعمتی را به او وعده می‌دهد، اما به وطنش پشت نمی‌کند و دلاورانه به مرگی هرچه زارتر جان می‌دهد و در این سوی، سیاوش را می‌بینیم که اولاً سودابه را اگرچه آزارها رسانده، اما با بخششی جوانمردانه، از پای دارش رهایی می‌بخشد و از سوی دیگر، حاضر می‌شود که حتی به دشمن پناه ببرد، اما در ورطه‌ای خطرخیز گام ننهد که سودابه دیگربار، فتنه‌ای انگیزد و دامنش آلوده گردد.

باری اگر بخواهیم از این نمونه‌های درخشان بنماییم، طومارها می‌توان نوشت و به فرهنگ اصیل ایران‌شهر نیک نازید، اما جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها. به‌راستی آیا این آموزه‌ها چون دژی ستوار ما را گرمابخش نیست و هویت نمی‌بخشد؟ باری نیاز ما به فردوسی و شاهنامه بیش از گذشته بایسته می‌نماید و امید به خود آییم و با عزمی ملّی، شاهنامه را بیش ارج نهیم و جوانانمان را از این آبشخورهای سرشار از معرفت و حکمت، بیش بهره‌مند سازیم.

ز دانش در بی‌نیازی مجوی

وگر چند از او سختی آید به روی

کسی کاو به دانش توانگر بود

ز گفتار و کردار بهتر بود

به دانش بود مرد را ایمنی

ببندد ز بد دست اهریمنی

لینک کوتاه : https://lalinews.ir/?p=25834
  • نویسنده : دکتر محمود رضایی دشت‌ ارژنه

برچسب ها

نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰