• امروز : دوشنبه - ۲۷ بهمن - ۱۴۰۴

آخرین خبرها

افتتاح درمانگاه مهر شفا در لالی کشت پاییزه در ۱۵۷۲۸ هکتار از اراضی کشاورزی لالی خاطره جالب جلال آل‌احمد از فروغ فرخزاد ۲ نفر در تصادف زنجیره‌ای در لالی جان باختند چرا تکنولوژی دیگر ارزان نمی‌شود؟ شاهنامه، ضرورت زمانۀ ما فرماندار جدید شهرستان مسجدسلیمان معارفه شد قهرمانی استقلال جنوب لالی در لیگ فوتبال زیر ۱۷ سال شهرستان لالی + عکس توله یا پنیرک، غذای زمستانی و محبوب در خوزستان جشن بهمنگان و ارتباط آن با ایزدِ بهمن آثار زیبای سیاه قلم هنرمندان شهر لالی رئیس جدید هلال احمر لالی بالاخره معارفه شد پایان عملیات جست‌وجو و نجات فرد مفقودشده در منطقه کوهستانی آب‌شور برکه لالی پایان مهلت ثبت نام داوطلبان شوراهای شهر/۴۷نفر برای انتخابات شورای اسلامی شهر لالی داوطلب شدند گرینلند؛ جزیره‌ای که ترامپ به آن چشم طمع دارد بمباران آرامگاه هوگو چاوز توسط ارتش آمریکا هدف دولت خشکاندن ریشه‌های فساد است / اعتراضات مردم را به حق می‌دانیم هیچ اغماضی در برخورد با هنجارشکنان نخواهیم داشت / خط قرمز در دستگاه قضایی امنیت عمومی مردم است دولت تلاش بیشتری برای معیشت مردم انجام دهد/نظارت ضعیف بر بازار موجب اعتراض ها شده است تلاش بی وقفه راهداران شهرستان لالی برای بازگشایی و پاکسازی محورهای مواصلاتی بازدید مشترک ستاد تنظیم بازار از مراکز عرضه کالاهای اساسی در شهرستان لالی + تصاویر بازدید معاون طرح و برنامه اداره کل صنعت،معدن و تجارت خوزستان از ناحیه صنعتی لالی بارش برف کم‌سابقه در ارتفاعات شهرستان لالی/سفیدپوش شدن چندین روستا دربخش حتی اجرای طرح مطالعه و امکان‌سنجی برای رونق اقتصادی و گردشگری در لالی با حضور مدیر کل میراث فرهنگی خوزستان چرامردم چوب سیاست‌های ارزی دولت را بخورند/وضع مردم با گرانی ارز به سخت‌ترین روز‌ها می‌رسد مشاهده همای سعادت در منطقه حفاظت‌شده قیصری کوهرنگ سقراط وکنفوسیوس؛ اندیشه‌های شرق و غرب فرونشست‌های خیابانی در لالی این‌بار به خیابان آبان رسید/شهروندان در بیم تخریب منازل خود هستند + فیلم از مدیرکل جهادکشاورزی و آب و برق خوزستان گلایه مندیم/چرا نمی توانیم از آب دریاچه برای کشاورزی برداشت کنیم افتتاحیه مسابقات لیگ زیر ۱۷ سال فوتبال در شهرستان لالی برگزار شد + تصاویر بازداشت عوامل درگیری مسلحانه در شهرستان لالی انتصاب دادستان جدید در شهرستان لالی/امید بخون جانشین رضا جمالپور شاه منصوری شد تغییر مدیریتی در اداره ثبت احوال لالی/سجاد جهانبخشی سرپرست جدید ثبت احوال شد تشکیل هیأت اجرایی انتخابات شورای اسلامی شهر لالی با انتخاب معتمدین + تصاویر جسد فرد مفقود شده در سیلاب مسجدسلیمان پیدا شد بی تدبیر مدیران نباید به زیان و ضرر مردم ختم شود / جوانان شهر باید در اولویت های اول استخدامی ها باشند اجرای عملیات تسطیح و بهسازی راه‌های آسیب دیده روستاهای بخش حتی شهرستان لالی بهروز اسدی به عنوان سرپرست جدید اداره تعاون، کار و رفاه اجتماعی لالی معرفی شد امدادرسانی به آسیب دیدگان بارندگی در شهرستان لالی درخشش کشتی‌گیران هیئت کشتی شهرستان لالی در رقابت‌های استانی بازدید میدانی مسئولان از مناطق آسیب‌دیده سیلاب در لالی / اقدام فوری برای حمایت از سیل‌زدگان + تصاویر بازدید معاون برنامه‌ریزی وتوسعه منابع سازمان آموزش و پرورش استثنایی کشور از دبستان شادی شهرستان لالی بازگشت ارتباطات مخابراتی شاه‌آباد لالی / تداوم عملیات اجرایی شبکه فیبر نوری مخابرات در شهرستان لالی برترین‌های جشنواره وزنه‌برداری نونهالان خوزستان مشخص شدند/کسب مقام نهم برای تیم نونهالان شهرستان لالی نجات جان ۲ نفر در سیلاب روستایی در بتوند ۷۰ کیلومتر از مسیرهای عشایری در شهرستان لالی نیاز به اصلاح و بازگشایی دارند امروز کشور ما در اوج قدرت است/گرانی های بازار به خاطر بی تدبیری مدیران است برگزاری نشست ستاد مدیریت بحران استان به ریاست استاندار خوزستان در لالی دستور استاندار برای نجات جاده مرگ اهواز مسجدسلیمان استاندار خوزستان در جمع مردم شهرستان لالی : تکمیل جاده مواصلاتی لالی به الیگودرز با جدیت پیگیری خواهد شد

 یاد ایل در آن بهار و سال نو

  • 19 تیر 1402 - 15:34
 یاد ایل در آن بهار و سال نو
  به یاد آن نیاکانی که وارگه تا به وارگه با طلوع " زِله " و هی هی و گاله ، بار و وار کوچ ایلی را به پای خسته در گیوه ، همه سال، نسل به نسل کول و کنار کردند . 

یاد  ایل  در آن  بهار  و  سال   نو

                     کوچ ” وارگه  تهنیده ” تا وارگه نو            

در این نوروز و کوهساران سبز و چشمه های جاری زاکرس ، در این جاوارگه های سرد و بی دود و ” دُرُنگ ” ایل ، و مال راه های بی کوچ و هیاهو، راه بی سم کوب و  بی گرد ” سِمات ” چارپایان ، ساکت و بی بانگ چوپانی که  بی طاقت سگ خود را بنام ” گله پا ” های های … ز جایی دور و نامعلوم صدا می کرد . در این کوهپایه هایی که بجز از سنگ قبر و شیر سنگی هیچ نشانی نیست ، میان این همه دار و بلوطی که طنین  ” دی بلالی ” نیست ، گلوی چشمه هایی که دگر جنگ و جرینگ چند پیاله ، بازی آن دختران مال نیست ؛ در این ویرانه های آسیاب هایی که دیرگاهی ست دگر سنگی نمی چرخد ؛ بیا با عید و سال نو ، به رسم عید و عیدانه بیافشانیم گل لاله و باوینه به روی خاک مردان و زنان خوب ایلی که بنام بختیاری بود . بیا ای وارثین رفته از این آب و این خاک ! بیا یادی کنیم از خفتگان زیر این خاک.

  به یاد آن نیاکانی که وارگه تا به وارگه با طلوع ” زِله ” و هی هی و گاله ، بار و وار کوچ ایلی را به پای خسته در گیوه ، همه سال، نسل به نسل کول و کنار کردند . 

   به یاد زله ی صبح و خروسخوان سبق با نیزه های سرخ همراهش ، پگاه  دست به بار کوچ مال آنگاه  که با  ” هی هی وری مال بار کرد! ” ، خواب شیرین در دو چشم پر زخواب کودکان مال ، خراب می شد.  

   یاد آن” تیله زن ”  ” تحده ” به کولی که به یکدست پشم و پره ، در بغل یک ” بره دانه “،  پا به پای ایل خود منزل به منزل هی سفر می کرد و در ” بار وندن ”  “مال” ،  مشک دوغ را بر ” ملار” آویز می کرد همصدا با چُغ چُغ آن مشک دوغ  می خواند : ” چُغول دوغ ، یک من کره دو من دو… ” وز دل آن مشک دوغ  ” تیله ” کره با ” پَنگه ” هایش صید می کرد . 

  به یاد آبگداری و نهیب هی هی ” بزگَل ” ، و بی باکی مردان و زنانی که به آب رود بازفت می زدند چالاک و شادانه ، و ذوق کودک ” تَلمیت ” سواری که گهی با ” سَرسُم ” قاطر ز تلمیتش جدا می شد.

   به یاد آن نسیم و وزوز جاری که با افشاندن  سرشاخ ” کِلخُنگ ” ها مشام کوهساران را ز بوی خود خبر می کرد . به یاد چشمه های پاک و بوی پونه زارانش ،  به یاد عطر و بوی بوته های سبز و سرمست کرفسی که سر اندرلای برف تا ” مالکنون ” مندیر مال می ماند .

   به یاد چِرچِر آن ” فینجه های ” تَش بلازی ” ، داد و قال کودکان در آن ” چُمَت ” بازی ، در آن شوگار شه و سورمه ریز بی طلوع ماه ، که آستاره کفاف روشنایی در میان مال  نمی کرد ، بی نفس ” آلور” و” سگپاس ” ، خوف خاموش دمی که مال خفته ، ناله ای حتی نبود از تحده ی طفلی گرسنه ، از سه بهر شب دو بهرش پر زبیم رفته .

   آن دمی که خوف گرگ و غارت دزد و ” تریده ” ، خواب ز چشم مرد مال هر دم پریده ؛ در میان خواب و بیداری دمادم ” شیت و شات “ی می کشیده . دور مال می گشت دمادم  ، با هیا هوی نهیب خود سگان مال را  ” هی شیر ” می کرد .

به یاد رف- رف باران سر چادر سیاه مال و آن نم ریزه آبی که ز روزن های چادر بی صدا بر صورت چادرنشینان می نشست چون خوش نسیم دلنشینی زیر چادر پای چاله  آتش سرخ بلوطی ، کُماچی به سر چاله ، بهره ی بانوی خانه می آشوب ترشی تفتاله . ناگهان رف رف باران به ” لف آب ” شد سر چادر، آب به شُر شُر ، باد به هف هف ، تش و برق توپید به وارگه ، دستک چادر ور زوزه ی باد آمد به  شِپ شِپ ، لَت به لَت چادر سیاه آمد به تِب تِب ، یک سگ تر و تِلی  لیک لیک کنان با چشم پر از التماس در زیر دستک پای مشک خیز نشست رو به تلیت و نان و سفره ، چشم به دست پر تلیت سر می تکاند هر دم به سویی . بوی نان بود و نم آب و کِر و دودی ز چاله ،  یاد آن مهر میان اهل چادر. 

به یاد پازنان سنگ نورد در قله های زرده و تاراز که با شلیک تیر غیب به کامهای طمع رفتند و با شاخ و سر آنها ، نشانی از هنر! بر سردر دروازه ها بستند .

  به یاد عشق چوپانی که با ” پورستن ” گله ، نثار کوه  پر ” عُلگ ” و علفزاری ، ز ” هفت بند” ش طنین ناله ای با زنگ نای گوسفندان همنوا می شد ، دل از غم می غنود آن دم در آن آرامش سر در چرای گوسفندانش ، همان چوپان هوشیاری که یک یک گله را با رنگ و نام در یک نگاه ” بینَد ” و یا از هم سوا می کرد. 

   به یاد برزگرهایی که با آواز خود دل را قوی کردند و داس ” آوار” دادند در” بُر” گندم و بافه بافه می چیدند و پشته پشته میبردند به خرمنگاه آبادی ، همان برزگرانی که همه  شب خوابشان در حسرت بوی “چَویل ” و چشمه سار سرد ییلاق بود .به یاد مردمانی که نهادند رسم ” هیاری ” ، هیارانی که یاری می نمودند هر ” قرائی ” که به  پای ” مات ” خود ، ” ماتی ” و تهنیده نفس می شد و در ” بُراشکنون ” و بُرش پایانی داس و درو ، بُر می شکست بر بخت و کار کشتزار او .

به یاد آن زنانی که صدای زنگ کرکیت و دف ” تَمدارشان ” در مال می پیچید و نقش پازن و بالنده بر تمدار ” خِرسک ”  می زدند با  پود رنگارنگ .

به یاد دختر لچک ریالی با ” شُِرِ مینا ” و دستمالا  که کِل می زد همآوا با صدای ساز” میشکالی ” که هُف کرده  به کرنا ، با مُقُومی از سواربازی ، و با این کل و گاله  و ” دُوالالی ” ،” بَهیگ ” را تا  به  ” دُورخونه ” کمک می کرد . به هر صبح و پسین و دیرمجالی مشک و مشکُو را پر از آب زلال چشمه با ” بند وَریس ” بر کول می کرد ، ” بی نگفت ” و با نجابت مال را سیراب میکرد.

بیاد میرشکالی که دَمَش دائم صدای ساز کرنا بود ، و بی هیچ ادعایی نسل بر نسل ، حافظ غم ناله ها و نغمه های شادی آن ایل هی بود .

بیاد تک سواران کله شه جامه راه راهی ، به راهی پر ز دود تیر و باروت و صدای ناله ی برنو پس یال حنایی رنگ اسبانی که شیهه می زدند در کارزار فتح تهران و نجات جان مشروطه ، به دوشادوش یارانی دگر چون ترک و گیلانی.

  بدینگونه در این تَلواسه های تلخ و شیرین بساط زندگانی در چنین ایلی ، تلاش جان بی نامان این ایل بود که فرهنگ و تمدن آفرید اما به کام و نام آنان رفت که تاریخ را به نام خویش سیاه کردند. بجز این کارزار زندگی ساز و گهی جنگی برای حفظ آن میراث ، دگر از هر تفنگ و خان و اسبی ، جز رواج جنگ و ویرانی من هیچ نقشی نمی بینم .

من از آنان که روح زایش آن زندگانی را به کوچ ایل نمی بینند ، و تاریخ را ستایشگونه جولانگاه آن جنگ و ستیز خوانند ، من از کم لطفی این جنگ نویسان سخت دلگیر و هراس از آن ” ره افسانه ” ای دارم .

          مثال ایل و کوچ و وارگه ی نو –  ببندیم بار خویش هر روز از نو

          ————————————————————-

 و اما در این نوروز بی مال و ایل ، این یادنامه ، سوگنامه ای برای اشک و اندوه  وارثان ایل نبوده ، بلکه حقیقتی ست از خلوص جان و سختی عزم نیاکانی که امروز برای زندگی پسا ایل، سرمشقی گرانقدر است ؛ و انگشت نشانه ای ست به سرچشمه های انسانی و اصیلی که فرهنگ و هنر و اقتصاد و خلاصه بن مایه ی زندگی را با جوشش دل و کوشش جان آفریدند اما در جعلی تاریخی ، از نام و نشانشان نشانی نیست و بر گرده این بن مایه ی حیات بختیاری ، گرد و غبار جنگهای ایلی چنان سایه سنگینی افکند که تاریخ و فرهنگ بختیاری را از جنس جنگ پنداشته و نوشته اند ! و باز در این منظومه ی وصف حال نیاکانمان ، گفتاری ساز شده تا واژگان و گویش اصیل مان دوباره با پاره ی دیگر تن خود ( زبان فارسی ) وصل و هم آغوش با میراث خود شود . بادا که از این عزم و رزم تاریخ ایل و از جانمایه ی زبان و فرهنگ آن ، توشه رهی از دانش و خودآگاهی برگیریم برای راه در پیشمان که سخت تر از راههای پر ” آستون ” ایل است.

لینک کوتاه : https://lalinews.ir/?p=12152
  • نویسنده : عبدالعلی دوستانی

نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰