• امروز : سه شنبه - ۲۷ مرداد - ۱۴۰۵

آخرین خبرها

کشف ۴ دستگاه گنج یاب و دستگیری ۱۰ نفر حفار غیر مجاز آثار باستانی در شهرستان لالی وقتی مردم بامشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند افزایش قیمت بنزین بی تدبیری است روز خبرنگار در شهرستان لالی؛ در خاموشیِ برق و حضورِ غایبِ مسئولان کلنگ زنی دو پروژه عمرانی در منطقه آرپناه لالی با پیگیری نماینده مردم در مجلس ادامه آسفالت محلات قدیمی در شهر لالی/پس از محله احمد آباد، خیابان های سی برنج هم آسفالت شد دستگیری محکوم هزار میلیاردی در البرز با دستور قضایی رئیس دادگستری لالی بررسی میدانی مسیرهای ارتباطی لالی و اندیکا؛ تلاش برای رفع نقاط کور آنتن دهی در جاده ها «ذوالجناح» در فراسوی زمان و مکان؛ روایتی سورئال از سوگ ابدی اسب امام حسین (ع) از تلاش دولت برای قطع نشدن برق در گرمای خوزستان تشکر می کنیم/شهدای مدافع حرم سد دفاعی کشور بودند یک مرکز غیرمجاز مداخله‌گر در امور پزشکی در شهرستان لالی پلمپ شد واقعه دلخراش دو میرصیاد زبردست بختیاری ‌طلوع عدالت آموزشی در لالی: گامی تاریخی برای آینده دختران عشایر تنگه هرمز یک امتیاز راهبردی برای ایران است / اربعین نمایشگاه بی نظیر وحدت و عظمت اسلامی است روابط سرد نماینده و فرماندار لالی؛ (استوری) جنجالی رضا جباری، اختلافات را آشکار کرد + عکس بهسازی شبکه در روستای لالی با نصب تیربرق های جدید و تعویض ترانسفور ماتور دستگیری ۱۰ سارق احشام و اماکن خصوصی در طرح «آرامش در شهر» لالی مذاکره با آمریکا «کار بیهوده» و «اشتباه» است/ راه نجات ایران فقط «مبارزه» است مسئولان لالی و حکایت پل کابلی وقتی نفس‌های بلوط به یاری مردم نیازدارد موازی‌کاری در دستگاه‌های فرهنگی تابستانی داغ با مدیریتی سرد گامی بلند توسعه ارتباطات در لالی؛ فیبر نوری به شهر می‌رسد و ۵ روستا از اینترنت همراه برخوردار شدند فیزیکدانان و حل بزرگ‌ترین معمای کیهان دستگیری فروشنده عمده شیشه در لالی؛ کشف بیش از ۷۵۰ گرم مواد صنعتی مذاکره برای غرب یک تاکتیک است، نه هدف / تشییع باشکوه شهدای اقتدار، نمایش عزت جمهوری اسلامی بود کلنگ زنی پایگاه اورژانس جادهای گچ گرسا با اعتبار ۷ میلیارد تومان در لالی آغاز شد تکمیل طرح آبرسانی روستای گچ‌کرسا شهرستان لالی در انتظار تأمین ترانس برق مراسم اهدای اسناد مالکیت منازل مسکونی شهروندان لالی برگزار شد پایان دهه‌ها معضل مالکیت منازل مسکونی؛ گام بزرگ برای سنددار شدن مردم لالی رضا داوودی به عنوان مدیر جدید شرکت توزیع برق در شهرستان لالی منصوب شد /اعتراض فرماندار به انتصاب بدون هماهنگی رهاسازی ۱۹۰ هزار قطعه بچه ماهی بومی در حوزه آبگیر شهرستان لالی + تصاویر انتصاب فرمانده جدید نیروی انتظامی شهرستان لالی / عبدالرضا مردانی جانشین اسکندر بزرگمهری شد + تصاویر آتش سوزی در مزارع شهرستان لالی؛ هیچ دستگاه اداری پای کار نبود + تصاویر فراخوان پانزدهمین سوگواره ملی دلنوشته‌های عاشورایی به میزبانی لالی منتشر شد پیوند هنر و ولایت در نمایشگاه «نقش لاله‌ها» روستایی بختیاری که یک‌شبه ناپدید شد! کسب رتبه بهترین اثر جشنواره رسانه ای “روایت مقاومت” توسط خبرنگار لالی تقدم ارث تاریخی بر حق انتفاع شخصی، نگاهی به مجوز تخریب بنگله‌های شخصی در لالی پیگیری مصوبه ستاد بحران خوزستان/لایروبی فاضلاب های شهری شهرستان لالی آغاز شد خلیج فارس و تنگه هرمز در دست ماست/مجلس باید فعال تر و پویاتر باشد برخورد قاطع با دلالان گندم در لالی؛ تضمین امنیت غذایی با هوشمندسازی وقتی «سرچشمه‌ها» از عطشِ فرزندانشان می‌میرند! تعطیلی سه ماهه در شان مجلس نیست/ارتباط نماینده مجلس با مردم باید بیشتر از این باشد آیین بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی در روستای گچ کرسا شهرستان لالی برگزار شد گیلگمش و تلاش برای جاودانگی برادران امیدوار، اولین جهانگردان ایرانی جهان اشک می ریزد به یاد دختران زیبای ایران زمین برخورد قاطع دستگاه قضایی با هرگونه احتکار، گرانفروشی و اخلال در بازار / پلمپ چهار واحد صنفی در شهرستان لالی هشدار دادستان عمومی و انقلاب لالی جهت رفع فوری نواقص کشتارگاه شهرداری‌ لالی تجلیل از فرهنگیان نمونه شهرستان لالی با حضور آیت الله حیدری در شصت و سومین تجمع شبانه مردم + تصاویر

 یاد ایل در آن بهار و سال نو

  • 19 تیر 1402 - 15:34
 یاد ایل در آن بهار و سال نو
  به یاد آن نیاکانی که وارگه تا به وارگه با طلوع " زِله " و هی هی و گاله ، بار و وار کوچ ایلی را به پای خسته در گیوه ، همه سال، نسل به نسل کول و کنار کردند . 

یاد  ایل  در آن  بهار  و  سال   نو

                     کوچ ” وارگه  تهنیده ” تا وارگه نو            

در این نوروز و کوهساران سبز و چشمه های جاری زاکرس ، در این جاوارگه های سرد و بی دود و ” دُرُنگ ” ایل ، و مال راه های بی کوچ و هیاهو، راه بی سم کوب و  بی گرد ” سِمات ” چارپایان ، ساکت و بی بانگ چوپانی که  بی طاقت سگ خود را بنام ” گله پا ” های های … ز جایی دور و نامعلوم صدا می کرد . در این کوهپایه هایی که بجز از سنگ قبر و شیر سنگی هیچ نشانی نیست ، میان این همه دار و بلوطی که طنین  ” دی بلالی ” نیست ، گلوی چشمه هایی که دگر جنگ و جرینگ چند پیاله ، بازی آن دختران مال نیست ؛ در این ویرانه های آسیاب هایی که دیرگاهی ست دگر سنگی نمی چرخد ؛ بیا با عید و سال نو ، به رسم عید و عیدانه بیافشانیم گل لاله و باوینه به روی خاک مردان و زنان خوب ایلی که بنام بختیاری بود . بیا ای وارثین رفته از این آب و این خاک ! بیا یادی کنیم از خفتگان زیر این خاک.

  به یاد آن نیاکانی که وارگه تا به وارگه با طلوع ” زِله ” و هی هی و گاله ، بار و وار کوچ ایلی را به پای خسته در گیوه ، همه سال، نسل به نسل کول و کنار کردند . 

   به یاد زله ی صبح و خروسخوان سبق با نیزه های سرخ همراهش ، پگاه  دست به بار کوچ مال آنگاه  که با  ” هی هی وری مال بار کرد! ” ، خواب شیرین در دو چشم پر زخواب کودکان مال ، خراب می شد.  

   یاد آن” تیله زن ”  ” تحده ” به کولی که به یکدست پشم و پره ، در بغل یک ” بره دانه “،  پا به پای ایل خود منزل به منزل هی سفر می کرد و در ” بار وندن ”  “مال” ،  مشک دوغ را بر ” ملار” آویز می کرد همصدا با چُغ چُغ آن مشک دوغ  می خواند : ” چُغول دوغ ، یک من کره دو من دو… ” وز دل آن مشک دوغ  ” تیله ” کره با ” پَنگه ” هایش صید می کرد . 

  به یاد آبگداری و نهیب هی هی ” بزگَل ” ، و بی باکی مردان و زنانی که به آب رود بازفت می زدند چالاک و شادانه ، و ذوق کودک ” تَلمیت ” سواری که گهی با ” سَرسُم ” قاطر ز تلمیتش جدا می شد.

   به یاد آن نسیم و وزوز جاری که با افشاندن  سرشاخ ” کِلخُنگ ” ها مشام کوهساران را ز بوی خود خبر می کرد . به یاد چشمه های پاک و بوی پونه زارانش ،  به یاد عطر و بوی بوته های سبز و سرمست کرفسی که سر اندرلای برف تا ” مالکنون ” مندیر مال می ماند .

   به یاد چِرچِر آن ” فینجه های ” تَش بلازی ” ، داد و قال کودکان در آن ” چُمَت ” بازی ، در آن شوگار شه و سورمه ریز بی طلوع ماه ، که آستاره کفاف روشنایی در میان مال  نمی کرد ، بی نفس ” آلور” و” سگپاس ” ، خوف خاموش دمی که مال خفته ، ناله ای حتی نبود از تحده ی طفلی گرسنه ، از سه بهر شب دو بهرش پر زبیم رفته .

   آن دمی که خوف گرگ و غارت دزد و ” تریده ” ، خواب ز چشم مرد مال هر دم پریده ؛ در میان خواب و بیداری دمادم ” شیت و شات “ی می کشیده . دور مال می گشت دمادم  ، با هیا هوی نهیب خود سگان مال را  ” هی شیر ” می کرد .

به یاد رف- رف باران سر چادر سیاه مال و آن نم ریزه آبی که ز روزن های چادر بی صدا بر صورت چادرنشینان می نشست چون خوش نسیم دلنشینی زیر چادر پای چاله  آتش سرخ بلوطی ، کُماچی به سر چاله ، بهره ی بانوی خانه می آشوب ترشی تفتاله . ناگهان رف رف باران به ” لف آب ” شد سر چادر، آب به شُر شُر ، باد به هف هف ، تش و برق توپید به وارگه ، دستک چادر ور زوزه ی باد آمد به  شِپ شِپ ، لَت به لَت چادر سیاه آمد به تِب تِب ، یک سگ تر و تِلی  لیک لیک کنان با چشم پر از التماس در زیر دستک پای مشک خیز نشست رو به تلیت و نان و سفره ، چشم به دست پر تلیت سر می تکاند هر دم به سویی . بوی نان بود و نم آب و کِر و دودی ز چاله ،  یاد آن مهر میان اهل چادر. 

به یاد پازنان سنگ نورد در قله های زرده و تاراز که با شلیک تیر غیب به کامهای طمع رفتند و با شاخ و سر آنها ، نشانی از هنر! بر سردر دروازه ها بستند .

  به یاد عشق چوپانی که با ” پورستن ” گله ، نثار کوه  پر ” عُلگ ” و علفزاری ، ز ” هفت بند” ش طنین ناله ای با زنگ نای گوسفندان همنوا می شد ، دل از غم می غنود آن دم در آن آرامش سر در چرای گوسفندانش ، همان چوپان هوشیاری که یک یک گله را با رنگ و نام در یک نگاه ” بینَد ” و یا از هم سوا می کرد. 

   به یاد برزگرهایی که با آواز خود دل را قوی کردند و داس ” آوار” دادند در” بُر” گندم و بافه بافه می چیدند و پشته پشته میبردند به خرمنگاه آبادی ، همان برزگرانی که همه  شب خوابشان در حسرت بوی “چَویل ” و چشمه سار سرد ییلاق بود .به یاد مردمانی که نهادند رسم ” هیاری ” ، هیارانی که یاری می نمودند هر ” قرائی ” که به  پای ” مات ” خود ، ” ماتی ” و تهنیده نفس می شد و در ” بُراشکنون ” و بُرش پایانی داس و درو ، بُر می شکست بر بخت و کار کشتزار او .

به یاد آن زنانی که صدای زنگ کرکیت و دف ” تَمدارشان ” در مال می پیچید و نقش پازن و بالنده بر تمدار ” خِرسک ”  می زدند با  پود رنگارنگ .

به یاد دختر لچک ریالی با ” شُِرِ مینا ” و دستمالا  که کِل می زد همآوا با صدای ساز” میشکالی ” که هُف کرده  به کرنا ، با مُقُومی از سواربازی ، و با این کل و گاله  و ” دُوالالی ” ،” بَهیگ ” را تا  به  ” دُورخونه ” کمک می کرد . به هر صبح و پسین و دیرمجالی مشک و مشکُو را پر از آب زلال چشمه با ” بند وَریس ” بر کول می کرد ، ” بی نگفت ” و با نجابت مال را سیراب میکرد.

بیاد میرشکالی که دَمَش دائم صدای ساز کرنا بود ، و بی هیچ ادعایی نسل بر نسل ، حافظ غم ناله ها و نغمه های شادی آن ایل هی بود .

بیاد تک سواران کله شه جامه راه راهی ، به راهی پر ز دود تیر و باروت و صدای ناله ی برنو پس یال حنایی رنگ اسبانی که شیهه می زدند در کارزار فتح تهران و نجات جان مشروطه ، به دوشادوش یارانی دگر چون ترک و گیلانی.

  بدینگونه در این تَلواسه های تلخ و شیرین بساط زندگانی در چنین ایلی ، تلاش جان بی نامان این ایل بود که فرهنگ و تمدن آفرید اما به کام و نام آنان رفت که تاریخ را به نام خویش سیاه کردند. بجز این کارزار زندگی ساز و گهی جنگی برای حفظ آن میراث ، دگر از هر تفنگ و خان و اسبی ، جز رواج جنگ و ویرانی من هیچ نقشی نمی بینم .

من از آنان که روح زایش آن زندگانی را به کوچ ایل نمی بینند ، و تاریخ را ستایشگونه جولانگاه آن جنگ و ستیز خوانند ، من از کم لطفی این جنگ نویسان سخت دلگیر و هراس از آن ” ره افسانه ” ای دارم .

          مثال ایل و کوچ و وارگه ی نو –  ببندیم بار خویش هر روز از نو

          ————————————————————-

 و اما در این نوروز بی مال و ایل ، این یادنامه ، سوگنامه ای برای اشک و اندوه  وارثان ایل نبوده ، بلکه حقیقتی ست از خلوص جان و سختی عزم نیاکانی که امروز برای زندگی پسا ایل، سرمشقی گرانقدر است ؛ و انگشت نشانه ای ست به سرچشمه های انسانی و اصیلی که فرهنگ و هنر و اقتصاد و خلاصه بن مایه ی زندگی را با جوشش دل و کوشش جان آفریدند اما در جعلی تاریخی ، از نام و نشانشان نشانی نیست و بر گرده این بن مایه ی حیات بختیاری ، گرد و غبار جنگهای ایلی چنان سایه سنگینی افکند که تاریخ و فرهنگ بختیاری را از جنس جنگ پنداشته و نوشته اند ! و باز در این منظومه ی وصف حال نیاکانمان ، گفتاری ساز شده تا واژگان و گویش اصیل مان دوباره با پاره ی دیگر تن خود ( زبان فارسی ) وصل و هم آغوش با میراث خود شود . بادا که از این عزم و رزم تاریخ ایل و از جانمایه ی زبان و فرهنگ آن ، توشه رهی از دانش و خودآگاهی برگیریم برای راه در پیشمان که سخت تر از راههای پر ” آستون ” ایل است.

لینک کوتاه : https://lalinews.ir/?p=12152
  • نویسنده : عبدالعلی دوستانی

نظرات

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰